|
بازخوانی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى به مناسبت نیمه شعبان |
|
|
|
|
نوشته شده توسط كاربر یک
|
|
چهارشنبه ، 30 تیر 1389 ، 13:57 |
|

بسماللَّهالرّحمنالرّحیم این روز بزرگ را به همهى منتظران و همهى عاشقان و همهى موالیان اهل بیت، بخصوص شما برادران و خواهران عزیزى که در اینجا تشریف دارید، تبریک عرض مىکنم.
در حقیقت ولادت این بزرگوار یک عید حقیقى است؛ لذا بزرگداشت خاطرهى این روز و این ساعت هرگز از یاد معتقدان به مهدویت نخواهد رفت. فقط مردم شیعه نیستند که منتظر مهدى موعود (سلاماللَّهعلیه) هستند، بلکه انتظار منجى و مهدى، متعلق به همهى مسلمانهاست. فرق شیعه با دیگران این است که شیعیان آن منجى را با نام و نشان، با خصوصیات گوناگون مىشناسند؛ اما دیگر مسلمانان که به منجى هم معتقدند، منجى را نمىشناسند؛ تفاوت، اینجاست؛ والّا اصل مهدویت مورد اتفاق همهى مسلمانهاست. ادیان دیگر هم در اعتقادات خودشان، انتظار منجى را در نهایت زمانه دارند؛ آنها هم در یک بخش از قضیه، مطلب را درست فهمیدهاند؛ اما در بخش اصلى قضیه که معرفت به شخص منجى است، دچار نقص معرفتند. شیعه با خبر مسلّم و قطعى خود، منجى را با نام، با نشان، با خصوصیات، با تاریخ تولد، مىشناسد. نکاتى در اعتقاد به مهدویت هست، که من به اجمال آنها را عرض مىکنم: یک نکته این است که وجود مقدس حضرت بقیةاللَّه (ارواحنافداه) استمرار حرکت نبوتها و دعوتهاى الهى است از اول تاریخ تا امروز؛ یعنى همانطور که در دعاى ندبه مىخوانید، از «فبعض اسکنته جنّتک» - که حضرت آدم است - تا «الى ان انتهى الامر» - که رسیدن به خاتمالانبیاء (صلّىاللَّهعلیهواله) هست - و بعد مسألهى وصایت و اهل بیت آن بزرگوار، تا مىرسد به امام زمان، همه، یک سلسلهى متصل و مرتبط به هم در تاریخ بشر است. این، بدین معناست که آن حرکت عظیم نبوتها، آن دعوت الهى بهوسیلهى پیامبران، در هیچ نقطهیى متوقف نشده است. بشر به پیامبر و به دعوت الهى و به داعیان الهى احتیاج داشته است و این احتیاج تا امروز باقى است و هر چه زمان گذشته، بشر به تعالیم انبیا نزدیکتر شده است. امروز جامعهى بشرى با پیشرفت فکر و مدنیت و معرفت، بسیارى از تعالیم انبیا را - که دهها قرن پیش از این، براى بشر قابل درک نبود - درک کرده است. همین مسألهى عدالت، مسألهى آزادى، مسألهى کرامت انسان - این حرفهایى که امروز در دنیا رایج است - حرفهاى انبیاست. آن روز عامهى مردم و افکار عمومى مردم این مفاهیم را درک نمىکردند. پىدرپى آمدن پیغمبران و انتشار دعوت پیغمبران، این افکار را در ذهن مردم، در فطرت مردم، در دل مردم، نسل به نسل نهادینه کرده است. آن داعیان الهى، امروز سلسلهشان قطع نشده است و وجود مقدس بقیةاللَّهالاعظم (ارواحنافداه) ادامهى سلسلهى داعیان الهى است، که در زیارت آل یاسین مىخوانید: «السّلام علیک یا داعىاللَّه و ربّانى آیاته». یعنى شما امروز همان دعوت ابراهیم، همان دعوت موسى، همان دعوت عیسى، همان دعوت همهى پیغمبران و مصلحان الهى و دعوت پیامبر خاتم را در وجود حضرت بقیةاللَّه مجسم مىبینید. این بزرگوار، وارث همهى آنهاست و دعوت و پرچم همهى آنها را در دست دارد و دنیا را به همان معارفى که انبیا در طول زمان آوردهاند و به بشر عرضه کردهاند، فرا مىخواند. این، نکتهى مهمى است. نکتهى بعدى در باب مهدویت، انتظار فرج است. انتظار فرج یک مفهوم بسیار وسیع و گستردهیى است. یک انتظار، انتظارِ فرجِ نهایى است؛ یعنى اینکه بشریت اگر مىبیند که طواغیت عالم ترکتازى مىکنند و چپاولگرى مىکنند و افسارگسیخته به حق انسانها تعدى مىکنند، نباید خیال کند که سرنوشت دنیا همین است؛ نباید تصور کند که بالاخره چارهیى نیست و بایستى به همین وضعیت تن داد؛ نه، بداند که این وضعیت یک وضعیت گذراست - «للباطل جولة» - و آن چیزى که متعلق به این عالم و طبیعت این عالم است، عبارت است از استقرار حکومت عدل؛ و او خواهد آمد. انتظار فرج و گشایش، در نهایت دورانى که ما در آن قرار داریم و بشریت دچار ستمها و آزارهاست، یک مصداق از انتظار فرج است، لیکن انتظار فرج مصداقهاى دیگر هم دارد. وقتى به ما مىگویند منتظر فرج باشید، فقط این نیست که منتظر فرج نهایى باشید، بلکه معنایش این است که هر بنبستى قابل گشوده شدن است. فرج، یعنى این؛ فرج، یعنى گشایش. مسلمان با درسِ انتظار، فرج مىآموزد و تعلیم مىگیرد که هیچ بنبستى در زندگى بشر وجود ندارد که نشود آن را باز کرد و لازم باشد که انسان ناامید دست روى دست بگذارد و بنشیند و بگوید دیگر کارى نمىشود کرد؛ نه، وقتى در نهایتِ زندگىِ انسان، در مقابلهى با اینهمه حرکت ظالمانه و ستمگرانه، خورشیدِ فرج ظهور خواهد کرد، پس در بنبستهاى جارى زندگى هم همین فرج متوقَّع و مورد انتظار است. این، درس امید به همهى انسانهاست؛ این، درس انتظار واقعى به همهى انسانهاست؛ لذا انتظار فرج را افضل اعمال دانستهاند؛ معلوم مىشود انتظار، یک عمل است، بىعملى نیست. نباید اشتباه کرد، خیال کرد که انتظار یعنى اینکه دست روى دست بگذاریم و منتظر بمانیم تا یک کارى بشود. انتظار یک عمل است، یک آمادهسازى است، یک تقویت انگیزه در دل و درون است، یک نشاط و تحرک و پویایى است در همهى زمینهها. این، در واقع تفسیر این آیات کریمهى قرآنى است که: «و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین» یا «ان الارض للَّه یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین». یعنى هیچوقت ملتها و امتها نباید از گشایش مأیوس شوند. آن روزى که ملت ایران قیام کرد، امید پیدا کرد که قیام کرد. امروز که آن امید برآورده شده است، از آن قیام، آن نتیجهى بزرگ را گرفته است و امروز هم به آینده امیدوار است و با امید و با نشاط حرکت مىکند. این نور امید است که جوانها را به انگیزه و حرکت و نشاط وادار مىکند و از دلمردگى و افسردگى آنها جلوگیرى مىکند و روح پویایى را در جامعه زنده مىکند. این، نتیجهى انتظار فرج است. بنابراین، هم باید منتظر فرج نهایى بود، هم باید منتظر فرج در همهى مراحل زندگى فردى و اجتماعى بود. اجازه ندهید یأس بر دل شما حاکم بشود، انتظار فرج داشته باشید و بدانید که این فرج، محقَّق خواهد شد؛ مشروط بر اینکه شما انتظارتان، انتظار واقعى باشد، عمل باشد، تلاش باشد، انگیزه باشد، حرکت باشد. یک نکتهى دیگر در مسألهى مهدویت این است که عقیدهى ما این است که امام زمان (ارواحنافداه) متوجه و ناظر بر رفتار و عمل ماست؛ اعمال ما بر او عرضه مىشود. این جوانهاى مؤمن ما که در میدانهاى مختلف - چه در میدان معنویت و عبادت و معرفت، چه در میدان کار و تلاش، چه در میدان مبارزه و سیاست، چه در میدان جهاد؛ آن روزى که جهاد مورد احتیاج بود - اینجور از خودشان اخلاص و شادابى نشان مىدهند، امام زمان (سلاماللَّهعلیه) را خرسند و خوشحال مىکنند. اینکه مردم در کشور اسلامى - حالا در کشور مسلمانِ ما - تلاششان این است که بر ادارهى کشور، بر پیشرفت امور کشور نظارت داشته باشند، تصمیم بگیرند، اقدام کنند، وارد میدان بشوند؛ و میدان را رها نمىکنند که دیگران بیایند و براى آنها تصمیم بگیرند؛ اجازه نمىدهند که امتداد خواستهاى استکبارى و استعمارى در داخل کشور سرنوشت آنها را معین بکند، امام زمان را خوشحال مىکنند؛ امام زمان ناظر است و مىبیند. انتخابات شما را امام زمان دید؛ اعتکاف شما را امام زمان دید؛ تلاش شما جوانها را براى آذینبندى نیمهى شعبان، امام زمان دید؛ حضورِ شما زن و مرد را در میدانهاى گوناگون، امام زمان دیده است و مىبیند؛ حرکت دولتمردان ما را در میدانهاى مختلف، امام زمان مىبیند و امام زمان از هر آنچه که نشانهى مسلمانى و نشانهى عزم راسخ ایمانى در آن هست و از ما سر مىزند، خرسند مىشود. اگر خداى نکرده عکس این عمل بکنیم، امام زمان را ناخرسند مىکنیم. ببینید، چه عامل بزرگى است. نکتهى دیگر و سخن آخر این است که جامعهیى که به مهدویت معتقد است، قوت قلب پیدا مىکند. این قوت قلب براى ملتها خیلى مهم است. بدانید تسلط استعمار بر کشورهاى اسلامى بعد از آن بود که توى دل ملتها را خالى کردند؛ آنها احساس ضعف کردند؛ احساس عدم توانایى کردند، بعد اینها آمدند و با قدرت بر آنها مسلط شدند. امروز هم همینجور است. ما در روابط سیاسى و دیپلماسى دنیا داریم جلوى چشممان مىبینیم که یکى از بزرگترین شگردهاى استکبار جهانى این است که مىخواهد دل مسؤولان کشورهاى گوناگون را - حالا در کشورهاى اسلامى - خالى کند و احساس بىپشتوانگى به آنها تزریق کند، تا آنها احساس کنند که چارهیى ندارند جز اینکه زیر بار مثلاً امریکا بروند. این احساس ضعف، بلاى بزرگى است. ملتها حرکت نمىکنند؛ چون احساس ضعف مىکنند. ملت فلسطین دهها سال ساکت و آرام نشسته بود؛ چون احساس مىکرد نمىتواند. آن روزى که فکرِ توانستن در ملت فلسطین به وجود آمد، قیام کرد و با این قیام، اینهمه موفقیت را به دست آورده است. رنج مىبرد؛ اما دارد پیش مىرود. فرق است بین ملتى که حرکتى نمىکند، سیلى هم نمىخورد؛ اما روزبهروز عقب مىنشیند؛ روزبهروز بدبختتر و زیرِدستتر مىشود، دلش هم خوش است که من سیلى نمىخورم، با آن ملتى که سختى راه را تحمل مىکند، پایش به سنگ مىخورد، خونى هم مىشود؛ اما در راهِ به سمت موفقیت، به سمت سرمنزل سعادت، به سمت عزت، پیش مىرود. ملت فلسطین امید پیدا کرد، حالا حرکت مىکند و جلو مىرود و این حرکتِ به جلو تا هر وقت که وجود داشته باشد، باعث مىشود که درهاى فرج به روى آنها باز باشد؛ و راه قطعه قطعه طى خواهد شد تا انشاءاللَّه به هدف نهایىشان برسند. احساس ضعف براى یک ملت، خیلى احساس خطرناک و سم مهلکى است. یکى از برکات اعتقاد به مهدویت این است که انسان احساس اطمینان مىکند؛ احساس قوت قلب مىکند؛ احساس قدرت مىکند. و ملت ما بحمداللَّه اینگونه است. ما در جبهههاى جنگ هم جوانهاى خودمان را مىدیدیم که به مدد غیبى و به توجه و نظر لطف ولىعصر (ارواحنافداه) اعتقاد داشتند و از همان اعتقاد و از همان قوت قلب هم استفاده مىکردند و توانایى مضاعف پیدا مىکردند و پیش مىرفتند. البته اعتقاد به کمک غیبى اگر معنایش این است که انسان بیکار بماند، درها را ببندد و منتظر باشد که از غیب کمک بشود، بداند که از غیب هم کمکى نخواهد شد؛ «و ما جعله اللَّه الّا بشرى لکم و لتطمئنّ قلوبکم به». کمک غیبى در میدان جنگ، در میدان چالشهاى سیاسى و در ایستادگى ملتهاست که به سراغ انسان مىآید. اگر بایستید، کمک غیبى هم هست. امروز دنیاى استکبار روى نقاط قوت ملتها متمرکز شده، تا آنها را از بین ببرد. البته یک جاهایى موفق مىشوند، یک جاهایى هم موفق نمىشوند. از جملهى جاهایى که به حول و قوهى الهى موفق نشدند و موفق نخواهند شد، ملت ایران است. بحمداللَّه در منبر سازمان ملل و در مقابل چشم سران کشورهاى جهان، رئیسجمهور محترم ما حرف دل ملت ایران را بیان کرد. استحکام و متانت و قوت بیان و قوت مواضع در آن تریبون جهانى، به نیابت از ملت ایران، در مقابل چشم همهى دنیا بهدست آمد. این، معنایش چیست؟ این، معنایش این است که ملت ایران تسلیم تهدید و زور و فشار نخواهد شد؛ این، معنایش این است که ملت ایران با فشارهاى بیستوهفت سالهى از اول انقلاب تا کنون، نه فقط ضعیف نشده، نه فقط ارادهى او متزلزل نشده، بلکه امروز قوىتر از گذشته شده است و با ارادهى راسخ براى پیشبرد اهداف و آرمانهاى متعالى خود - که مصالح ملى در آنهاست - همچنان مستحکم ایستاده است. اتکا به خداى متعال و اعتقاد به نگاه رئوفانه و پدرانهى حضرت بقیةاللَّه (ارواحنافداه) به ملت، این تأثیر بزرگ را در زندگى ما و در رفتار ما دارد که ما را با قوت قلب در مقابل امواج گوناگون وادار به استقامت مىکند. نمىتوانند ملت ایران را شکست بدهند. به توفیق الهى، مسؤولان کشور، دولتمردان مؤمن و صبور، با پیگیرى و تلاش باید بتوانند یکى پس از دیگرى مشکلات این ملت را حل کنند؛ باید بتوانند سطح علمى و عملى این کشور را آنچنان بالا ببرند که بهکلى طمع دشمنان از این ملت و از این کشور قطع بشود. از خداوند متعال مىخواهیم که دعاى حضرت بقیةاللَّه (ارواحنافداه) را شامل حال همهى ملت ایران و همهى ملتهاى مستضعف جهان قرار بدهد؛ و شما مردم عزیز را روزبهروز به عزت خود و عزت اولیاى خود عزیزتر و مقتدرتر بفرماید. منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
|
|
آخرین بروز رسانی مطلب در يكشنبه ، 10 مرداد 1389 ، 15:10 |