محل قرارگيري سايت مصاحبه و گفتگو مصاحبه با جانباز شیمیایی حاج غلامعلی آذر افشار
مصاحبه با جانباز شیمیایی حاج غلامعلی آذر افشار PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدير سايت   
دوشنبه 02 آذر 1388 ساعت 03:33

  با تشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد،‌ خواهشمند است در ابتدا مختصری از زندگی خود را بیان کنید.

«غلامعلی آذر افشار هستم. جانباز شیمیایي هفتاد درصد. «کوچک» و «خدمتگزار» همه جانبازان مخصوصاً جانبازان شیمیایی». شغل اولم مکانیکی بود. تعمیرکار مرسدس بنز بودم.

با طلوع معجزه آسای انقلاب اسلامی و تشکیل بسیج مستضعفین به فرمان امام خميني(ره)، من و چند تن از دوستانم وارد بسيج شديم.

تابستان سال 1358  با كمك جمعي از خيرين بازار، «مسجد فرشته»را در شمیران را ساختیم و سپس بسیج مسجد را راه اندازي کردیم.

اواخر ارديبهشت سال1359 به کردستان رفتم.(بانه و مريوان(

مادرم ابتدا مخالف رفتن من بود اما بعدها؛ نمی دانم چطور شد که روحيه اش كاملاً برگشت. تشویق و حمايت می کرد و رفتن ما را به جبهه تکلیف می دانست.

یک بار منافقی به منزل ما تلفن زده و گفته بود كه من به دست عراقي ها اسیر شده در در بصره هستم.

بنده خدا مادرم دچار حمله قلبی و سپس سکته شد.

سال 1362 در عملیات خیبر و سال 1364 در عملیات والفجر 8 شیمیایی شدم.

«جنگ تمام شد. امام عزیز  رفت و من ماندم و سرفه های بی امان و بی درمان و عمل های جراحی بی حاصل و کپسول اکسیژن».

مسئولیت شما در جبهه چه بود و چه مدت در مناطق عملیاتی حضور داشتید؟

قبل از آغاز جنگ در خدمت شهيد دكتر چمران و ستاد جنگ‌هاي نامنظم بودم.

پاييز سال 1359 به آبادان رفتم و در ساحل اروند رود جنگيدم.

چند بار زخمي شدم و با وجود تركش هاي زياد نمي‌توانستم در خط بمانم.

يك سالي مسئوول تعميرگاه ، قرارگاه خاتم الانبياء در منطقه جنوب بودم، اما باز به خط مقدم رفتم و تا پايان سال 1364 و شيميايي شدنم در منطقه بودم.

دو سال آخر جنگ گاهي در جبهه بودم و گاهي در بيمارستان بستري مي‌شدم.

آن وقت‌ها بنيه‌ بدني بالايي داشتم و زود  بهبود يافته و به منطقه مي‌رفتم.

·در حال حاضر به چه فعاليت‌هايي مشغوليد؟

سرپرستي فرزندان و برادران و مهمتر از آن ساخت مدارس خيريه، (تا حدود 5 مدرسه).

·درباره اوضاع مادي و اقتصادي خود و خانواده و چگونگي درمان  توضيح دهيد؟

خدا را شكر مي‌كنيم، مي‌گذرانيم، همه مردم سختي دارند.

در بين جانبازان شيميايي، 25 نفر CVR هستيم ـ يعني هر لحظه مرگ ما را فرا مي‌خواند ـ (انشا الله شهادت باشد.(

بايد جاي زندگي كنيم كه آلودگي كمتري داشته باشد، در سقف اتاق تهويه هوا  گذاشته‌ام اما آلودگي زياد است و گاهي ما را آزار مي‌دهد.

·حاج آقا درباره آينده كشور نظر خودتان را بگوييد؟

به لطف خدا خوب است، صاحب دارد.

 امام زمان (عج ) صاحب آن است. اينجا مُلك امام عصر(عج) است.متاسفم كه كساني حق را به جا نمي‌آورند.

·توصيه شما به جانبازان چيست؟

قداست جانبازي را حفظ كنند، فردا پيش ابوالفضل العباس و امام سربلند مي‌شوند.

·و توصيه شما به جوانان؟

خودشان را حفظ كنند. آينده مال آنهاست اسلام با آنها دوباره اوج مي گيرد. انشا الله

با تشكر وآرزوي سلامتي براي شما و ساير جانبازان.